انقلاب پژوهی

انقلاب پژوهی

مشکلات متدولوژی نظریه مدرنیزاسیون عصر پهلوی دوم در سال‌های (1332-1357)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، علوم سیاسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 فارغ التحصیل ، دکتری مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی، دانشگاه شاهد
3 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
10.22034/fademo.2026.575937.1180
چکیده
این پژوهش به بررسی علت شکست پروژه نوسازی در پهلوی دوم در سال‌های 1332تا 1357 به رغم بهبود اقتصادی و صنعتی می‌پردازد. مقاله حاضر در پی این سوال است با توجه به تاکید متدولوژی نظریه مدرنیزاسیون مبنی بر ایجاد جامعه پایدار و توسعه‌یافته اما علت ناکامی پروژه نوسازی در دوره پهلوی دوم بین سالهای 32تا57 ‌ چیست؟ و فرض بر این است که از منظر جامعه‌شناسی تاریخی علت ناکامی در پروژه نوسازیِ ایران ناشی از توهمات شناختی نظریه نوسازی می‌باشد.

یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که به علت غیرتاریخی و غیر اجتماعی بودن نظریه نوسازی در ایران عاملان نوسازی پهلوی دوم نسبت به نظریه مدرنیزاسیون از نظر متدولوژی مبتلا به توهمات شناختی شی‌انگاری، همریختی و توهم طبیعی‌دیدن و تغییر‌ناپذیری شدند. در نتیجه آنها به تطبیق شرایط تاریخی – اجتماعی جامعه ایران با مبانی مدرنیزاسیون جوامع غربی روی آوردند. در واقع مشکلات نظریه نوسازی به خاطر توهمات و خطای شناختی روشی بود که کاربست نظریه نوسازی در ایران در سال‌های 32 تا 57 را با شکست مواجه کرد و نتوانست ثبات و توسعه موزون ایجاد کند و با ناکامی و بن‌بست در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همراه شد.

لذا این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیلی –توصیفی و گردآوری داده ها با ابزار کتابخانه‌ایی و فیش برداری مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 18 شهریور 1405

  • تاریخ دریافت 12 اردیبهشت 1405
  • تاریخ بازنگری 17 شهریور 1405
  • تاریخ پذیرش 18 شهریور 1405