<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>انقلاب پژوهی</title>
    <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/</link>
    <description>انقلاب پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بی‌قراری گفتمان اصلاح‌طلبی و تهی‌شدگی اجتماعی آن: واکاوی ناکامی‌ها و آینده یک‌گونه از کنشگری سیاسی</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_236426.html</link>
      <description>گفتمان اصلاح‌طلبی یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین گونه‌های کنشگری سیاسی در دوران پس از انقلاب است که در حدود دو دهه توانست با بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی و فرهنگی-سیاسی خود به مهم‌ترین نیروی مؤثر در میدان سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شود. بااین‌حال، از میانه دهه  نود به این‌سو، توان گفتمانی و ظرفیت بسیج‌گری این گفتمان به‌شدت کاهش یافته است و همین موضوع باعث شد تا تحولات آن به محور تحقیق تبدیل شود. در این مقاله، با استفاده از چند مؤلفه تحلیل گفتمان لاکلائو و موف، تلاش شده است دلایل بی‌قراری و عدم تثبیت گفتمانی اصلاح‌طلبی از درون بررسی شود. بر اساس این نظریه و روش، ادعا شده است که بی‌قراری گفتمانی اصلاح‌طلبی عمدتاً ناشی از ضعف و نارسایی نظری و عدم تداوم نظریه‌پردازی تحول‌یافته در طول زمان بوده است. علاوه‌براین، با بهره‌گیری از این یافته‌ها، سعی شده است چشم‌انداز آینده این گفتمان و سناریوهای قابل پیش‌بینی آن بر اساس تحولات نسلی، جنسیتی، محیط زیستی و نظام بین‌الملل ارائه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل شبکه مضامین موسیقی اعتراضی در اغتشاشات 1401</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_234688.html</link>
      <description>اغتشاشات سال ۱۴۰۱ که پس از فوت مهسا امینی رخ داد، از نظر پیچیدگی و گستردگی، یکی از جدی‌ترین اعتراض‌های پس از انقلاب بود. در این اعتراض‌ها، معترضان از ابزارهای متعدد در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، رسانه‌ای و حقوقی بهره بردند. یکی از وجوه متمایز این اعتراض‌ها نسبت به اعتراض‌های گذشته، برجستگی بعد اجتماعی آن است. کنشگران جریان &amp;amp;laquo;هنر اعتراضی&amp;amp;raquo; با محوریت برخی هنرمندان معترض، توانستند در مدت کوتاهی آثار متعددی را برای تحریک و تشویق مردم به اعتراض منتشر کنند. در بین هنرهای مختلف، موسیقی اعتراضی به دلیل سهولت در تولید و توزیع و همچنین نفوذ بالا در ذائقه رسانه‌ای نسل z، نقش محوری در جریان هنر اعتراضی ایفا کرد. در این مقاله، شبکه مضامین موسیقی اعتراضی در اعتراض‌های ۱۴۰۱ شناسایی و تحلیل شده است. داده‌های پژوهش از بستر فضای مجازی و سکوهای پرمخاطب انتشار موسیقی گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون بررسی شده‌اند. شبکه مضامین ترسیم‌شده به‌عنوان نتیجه پژوهش، با داشتن ۳۱ مضمون سازمان‌دهنده و ۶ مضمون فراگیر، نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;سیاه‌نمایی وضعیت ایران&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امیدبخشی به معترضان&amp;amp;raquo; و امکان رسیدن به &amp;amp;laquo;آزادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رفاه&amp;amp;raquo; مشروط به &amp;amp;laquo;تداوم اعتراض‌ها&amp;amp;raquo;، اصلی‌ترین مضامین القایی به مخاطبان بوده است. در پایان، ضمن تحلیل یافته‌های پژوهش مبتنی بر رویکرد جنگ نرم، پیشنهاد‌هایی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی خشونت‌&amp;lrm; &amp;lrm;سیاسی در ایدئولوژی‌های ایران پساانقلاب (اسلام‌گرایی، مارکسیسم و لیبرالیسم)</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_230188.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی بازنمایی خشونت سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی (۱۳60 ـ ۱۳57) از منظر سه ایدئولوژی اصلی آن دوره، یعنی اسلام‌گرایی، مارکسیسم و لیبرالیسم، می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی بازنمایی خشونت سیاسی در گفتارهای سیاسی مبتنی بر این ایدئولوژی‌هاست. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و بررسی نشریات مرتبط با هر یک از این جریان‌های ایدئولوژیک گردآوری شده‌اند. روش تحلیل نیز مبتنی بر بررسی هفت کنش زبانی جیمز پل جی، شامل برجسته‌سازی، کنش‌سازی، هویت‌سازی، رابطه‌سازی، سیاست‌سازی، پیوندسازی و دانش‌سازی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بازنمایی خشونت سیاسی از سوی ایدئولوژی‌های اصلی این دوره، بر سه الگوی متفاوت استوار بوده است: اسلام‌گرایان خشونت سیاسی را در قالب خشونت مشروع یا نامشروع توجیه یا تقبیح می‌کردند؛ مارکسیست‌ها بر اصالت و ضرورت خشونت در راستای تکامل تاریخی تأکید داشتند؛ و لیبرال‌ها رویکردی خشونت پرهیز را دنبال می‌کردند. بررسی بازنمایی خشونت سیاسی در بستر ایدئولوژی‌های این دوره، ما را به مفهوم فراگیر &amp;amp;laquo;خشونت انقلابی&amp;amp;raquo; رهنمون می‌سازد. در سال‌های پس از انقلاب، هر یک از این ایدئولوژی‌ها به‌گونه‌ای متفاوت در شکل‌گیری وضعیت خشونت‌زده آن دوره نقش ایفا کردند: اسلام‌گرایان از طریق نهادهای انقلابی، مارکسیست‌ها با توسل به مبارزه مسلحانه و لیبرال‌ها از رهگذر تلاش‌های ناکافی برای تحقق گذار مسالمت‌آمیز، هر یک به سهم خود در پدید آمدن این وضعیت مؤثر بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نظریه حکمرانی خوب کافمن و نقد مبانی فلسفی آن در پرتو اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_240370.html</link>
      <description>حکمرانی خوب به‌عنوان یکی از مفاهیم مطرح در حوزه توسعه، در دهه&amp;amp;shy;های اخیر مورد توجه اندیشمندان حوزه اقتصاد و سیاست قرار گرفته است. دانیل کافمن، شاخص&amp;amp;shy;هایی را برای نیل به حکمرانی خوب معرفی کرده است. هدف این پژوهش، تبیین نظریه حکمرانی خوب کافمن و نقد مبانی فلسفی مستتر در آن با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای است. واکاوی این مبانی برای جوامعی مانند ایران که در پی تدوین الگوی بومی حکمرانی هستند، دارای اهمیت بنیادین است؛ زیرا تمایز یا تعارض در مبانی، سطح پذیرش یک نظریه را مشخص می‌کند. سؤال اصلی این مقاله آن است که مبانی فلسفی مستتر در نظریه حکمرانی خوب کافمن در عرصه‌های چهارگانه هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، غایت‌شناسی و اخلاق چیست؟ این تحقیق با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به استخراج مبانی فلسفی پنهان در نظریه کافمن از طریق آثار اصلی وی و سپس نقد آن مبانی در چهارچوب حکمرانی مطلوب از منظر آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد نظریه کافمن بر پایه پیش‌فرض‌های هستی‌شناختی تجربه‌گرا، انسان‌شناختی اقتصادی، غایت‌شناختی توسعه‌محور و اخلاق ابزاری استوار است. نقد و ارزیابی این مبانی در پرتو اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای - با مؤلفه‌های هستی‌شناسی توحیدی، انسان‌شناسی دوساحتی، غایت‌شناختی کمال‌محور و اخلاق فضیلت‌محور - نشان می‌دهد که غفلت از ساحت معنوی و غایات متعالی انسان، نقطه ضعف اصلی نظریه کافمن است و آن را برای تبیین جامع &amp;amp;laquo;حکمرانی مطلوب&amp;amp;raquo; در جوامع اسلامی ناکافی می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر اجرای پیمان ابراهیم بر گفتمان انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_245926.html</link>
      <description>هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر اجرای پیمان ابراهیم بر گفتمان انقلاب اسلامی است. پیمان ابراهیم جدیدترین ابتکار ایالات‌متحده آمریکا برای عادی‌سازی روابط کشورهای عربی و اسلامی با رژیم صهیونیستی است. مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده در چهارچوب این پیمان شامل صلح و تقویت روابط دیپلماتیک میان اعضا و اسرائیل، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل، تأسیس سفارتخانه، تبادل سفیر، برقراری روابط کنسولی و لغو روادید میان اعضاست. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد گفتمان انقلاب اسلامی، برگرفته از اندیشه‌های امام خمینی، بر اصولی همچون استکبارستیزی، دفاع از مظلومان، مقابله با آمریکا، حمایت از فلسطین و قدس شریف، مخالفت با اسرائیل، تقویت جریان مقاومت و همگرایی با کشورهای اسلامی تأکید دارد. در این گفتمان، هرگونه همکاری و تعامل با اسرائیل به دلیل حمایت از آرمان فلسطین مردود است، درحالی‌که پیمان ابراهیم با هدف عادی‌سازی روابط کشورهای عربی و اسلامی با اسرائیل شکل گرفته و ازاین‌رو با اصول بنیادین گفتمان انقلاب اسلامی در تعارض قرار دارد. همچنین گفتمان انقلاب اسلامی بر حمایت از گروه‌های مقاومت و کشورهای حامی آرمان فلسطین تأکید دارد، اما اجرای پیمان ابراهیم به کاهش حساسیت کشورهای اسلامی نسبت به مسئله فلسطین می‌انجامد. افزون‌براین، یکی از اهداف گفتمان انقلاب اسلامی، تحقق امت واحده اسلامی است که مستلزم اهتمام مشترک کشورهای اسلامی به مسئله فلسطین است؛ حال آنکه پیمان ابراهیم با گسترش روابط سیاسی کشورهای عربی و اسلامی با اسرائیل، به حاشیه رفتن آرمان فلسطین را در پی دارد؛ بنابراین اجرای پیمان ابراهیم با اصول اساسی گفتمان انقلاب اسلامی مغایرت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رهبری دینی در انتقال جامعه از انحطاط ساختاری به تعالی تمدنی پس از انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_235589.html</link>
      <description>تاریخ معاصر ایران سرشار از تجربه‌های انحطاط ساختاری در دوره‌های قاجار و پهلوی است؛ دوره‌هایی که به دلیل تبعیت از الگوهای غربی، استبداد سیاسی، فساد ساختاری و اسلام‌زدایی، جامعه را از هویت دینی و مسیر تعالی تمدنی دور ساختند. در برابر این روند، انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به رهبری امام خمینی و تداوم آن در اندیشه و مدیریت مقام معظم رهبری، نقطه عطفی در بازسازی مشروعیت، استقلال و معنویت جامعه بود. مسئله اصلی پژوهش، تبیین چگونگی گذار جامعه از انحطاط ساختاری حکومت‌های پیشین به تعالی تمدنی پس از انقلاب اسلامی است. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی، بر پایه تحلیل اسنادی و متون تاریخی- سیاسی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و بیانات رهبران انقلاب، شاخصه‌های انحطاط قاجار و پهلوی و دستاوردهای انقلاب اسلامی را در دو ساحت اندیشه و عمل بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد الگوی تحول اجتماعی پس از انقلاب بر دو مؤلفه &amp;amp;laquo;رهبری دینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ایدئولوژی الهی&amp;amp;raquo; استوار بوده است. امام خمینی با طرح نظریه ولایت‌فقیه، دین را در متن قدرت سیاسی قرار داد و مشروعیت الهی را جایگزین مشروعیت موروثی سلطنتی ساخت. مقام معظم رهبری نیز با تبیین &amp;amp;laquo;بیانیه گام دوم انقلاب&amp;amp;raquo; و راهبرد &amp;amp;laquo;جهاد تبیین&amp;amp;raquo;، مسیر انقلاب را به‌سوی &amp;amp;laquo;تمدن‌سازی اسلامی&amp;amp;raquo; هدایت کرد. بر اساس تحلیل اسناد و بیانات دو رهبر، انقلاب اسلامی با احیای ایمان، عدالت، مردم‌سالاری دینی، علم و معنویت، توانست جامعه ایران را از وابستگی و رکود دوره قاجار و پهلوی به خودباوری تمدنی و پویایی الهی سوق دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عدم وقوع انقلاب در ایران در پی ناآرامی&amp;shy;های سال&amp;shy;های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_238155.html</link>
      <description>ناآرامی‌های سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، اگرچه از برخی جهات شرایط تبدیل شدن به انقلاب را داشتند، اما توده‌های مردم با آن‌ها همراهی نکردند و در نتیجه استمرار نیافتند و در نهایت ناکام ماندند. هدف این پژوهش بررسی علل ناکامی این ناآرامی‌ها در بسیج گسترده توده‌های مردم است. به این منظور، با استفاده از چهارچوب نظری تحلیل ساخت جنبش ارائه‌شده از سوی بن مانسکی، به‌ویژه با تأکید بر ضرورت استمرار جنبش و با بهره‌گیری از روش تحلیل موقعیت و تمرکز این روش بر نقش کنشگران و فعالان جنبش به‌جای ساختارهای کلان، این سلسله تظاهرات مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ناآرامی‌های مزبور برای تبدیل شدن به انقلاب، با نقصان‌های اساسی مواجه بودند. در پایان نتیجه‌گیری می‌شود که جنبش‌های سیاسی تنها زمانی می‌توانند مثمرثمر و نتیجه‌بخش باشند که واجد رهبری بوده و هم‌زمان از سرمایه اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشند و طرف مقابل نیز فاقد برخی از این ظرفیت‌ها باشد. همچنین تأثیرات منفی فرهنگی نولیبرالیسم جهانی بر جامعه کنونی، از جمله فراگیری فضای پساایدئولوژی و پسامارکسیسم و تمرکز بر لذت‌جویی، حفظ آرامش، پرهیز از خشونت، گفتگو و توجه به اصلاح امور به‌جای انقلاب، همگی از عوامل بازدارنده تحقق انقلاب‌های فراگیر در قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پیامدهای دوگانه نظام آموزشی عصر پهلوی: از مشروعیت‌سازی دولتی تا بسترسازی انقلاب اسلامی ایران</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_246838.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین پیامدهای مشروعیت‌بخش و ناخواسته نظام آموزشی در عصر پهلوی با روش تاریخی-تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل اسناد، منابع کتابخانه‌ای و مقالات علمی مرتبط با تحولات آموزشی دوره پهلوی (۱۳۵۷-۱۳۰۴) بوده و نمونه‌گیری به روش هدفمند انتخاب گردید. فرآیند تحلیل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که نظام آموزشی در عصر پهلوی، در کنار پیامدهای مشروعیت‌بخش چون گسترش دیوان سالاری آموزشی، افزایش نرخ سواد، رشد تعداد دانش‌آموزان و شکل‌گیری طبقه متوسط جدید، مجموعه‌ای از پیامدهای ناخواسته نیز تولید کرد. شکاف میان انتظارات ایجادشده توسط آموزش و ظرفیت‌های واقعی بازار کار، واکنش‌های هویتی گروه‌های مختلف اجتماعی (از جمله تأسیس بیش از ۱۸۰ مدرسه اسلامی به عنوان بدیل نظام رسمی) و تبدیل تدریجی مدارس به عرصه‌ای برای شکل‌گیری گفتمان انتقادی و کنشگری سیاسی از مهم‌ترین پیامدهای این نظام آموزشی به شمار می‌روند. تحلیل سازوکار‌های علّی نشان می‌دهد که این پیامدهای ناخواسته از طریق فرآیندهایی چون &amp;amp;laquo;شکاف آرمان-واقعیت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازگشت غیرمنتظره سرمایه انسانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;واکنش هویتی به یکسان‌سازی فرهنگی&amp;amp;raquo; تحقق یافتند. این یافته‌ها که مبتنی بر تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی است، نشان می‌دهد که نوسازی آموزشی با ویژگی‌هایی چون ماهیت آمرانه و بی‌توجهی نسبی به بافت فرهنگی-دینی جامعه به جای مشروعیت‌سازی، به بسترسازی برای تغییر سیاسی انجامید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنشگری رسانه‌ای زنان تهرانی به‌عنوان مدافعان انسجام ملی در جنگ 12 روزه (مطالعه موردی اینستاگرام)</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_247100.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی چگونگی کنشگری رسانه‌ای زنان تهرانی در میدان جنگ شناختی، در بستر اینستاگرام و طی بازه زمانی جنگ ۱۲ روزه، می‌پردازد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون (بر اساس الگوی براون و کلارک) انجام شد. واحد تحلیل، محتوای تولیدی ۲۰ نفر از بانوان ساکن تهران در بازه زمانی جنگ ۱۲ روزه بود که به‌صورت هدفمند انتخاب و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA 2024 کدگذاری و تحلیل شد. بر پایه یافته‌ها، شش مضمون اصلی شامل زنان به‌مثابه نماد انسجام ملی، تاب‌آوری عاطفی و روانی، بازسازی اجتماعی، پیوند ایران و زنان، آموزش کلان‌نگر نسل جدید و راهبردهای روان‌شناختی آرامش استخراج شد. نتایج نشان داد که زنان تهرانی با عبور از نقش قربانی منفعل، به‌عنوان کنشگرانی راهبردی عمل کرده و با تولید &amp;amp;laquo;ضد روایت‌های&amp;amp;raquo; هوشمندانه، ضمن خنثی‌سازی اهداف هراس‌افکنانه دشمن، به بازسازی انسجام اجتماعی و صیانت از مرزهای شناختی جامعه کمک کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انقلاب اسلامی و بازسازی تکاملی فقه سیاسی شیعه: خوانشی انتقادی از اندیشه داود فیرحی</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_242818.html</link>
      <description> انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در تاریخ فقه سیاسی شیعه و حکمرانی اسلامی به شمار می‌آید که بار دیگر نسبت دین، دولت و قدرت سیاسی را به مسئله‌ای کانونی در اندیشه اسلامی تبدیل کرد. داود فیرحی از جمله متفکران نواندیشی است که این انقلاب را نه صرفاً یک رخداد سیاسی، بلکه فرصتی تاریخی برای بازسازی فقه سیاسی شیعه در مواجهه با دولت مدرن و الزامات مردم‌سالارانه تفسیر کرده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی خوانش فیرحی از انقلاب اسلامی و ارزیابی انتقادی تلاش او برای بازاندیشی فقه سیاسی در چهارچوب این تجربه تاریخی است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش کیفی و تحلیل محتوای آثار مکتوب و گفتارهای داود فیرحی، به بازشناسی مبانی فکری و روش‌شناختی او، تحلیل مفهوم دولت، حکمرانی و قدرت و بررسی نقدهای درون‌گفتمانی وی نسبت به روندهای پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فیرحی با تفکیک میان نص دینی، سنت فقهی و کاربست تاریخی فقه، فقه سیاسی را دانشی تاریخی و نهادی می‌داند که قابلیت بازسازی تکاملی در مواجهه با دولت مدرن را دارد. از نگاه او، انقلاب اسلامی زمینه‌ای برای گذار از نظم سلطانی به نظم جمهوری و تحقق مردم‌سالاری دینی فراهم کرده است؛ بااین‌حال، وی هم‌زمان نسبت به بازتولید اقتدارگرایی دینی، به حاشیه رفتن جمهوریت و تضعیف قانون‌گرایی هشدار می‌دهد. در مجموع، یافته کلیدی این پژوهش آن است که اهمیت اندیشه فیرحی، بیش از آنکه در ارائه الگویی نهایی برای حکمرانی و دولت اسلامی باشد، در گشودن افق‌های نظری تازه برای نقد، اصلاح و بازاندیشی تکاملی فقه سیاسی شیعه نهفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بازنمایی عدالت اجتماعی به مثابه یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی در کتاب درسی جامعه‌شناسی پایه دوازدهم</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_246387.html</link>
      <description>عدالت اجتماعی یکی از بنیادی‌ترین آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران و از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی به شمار می‌آید. ازآنجاکه نظام آموزش رسمی نقش مهمی در انتقال ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی به نسل‌های جدید دارد، بررسی نحوه بازنمایی مفهوم عدالت اجتماعی در کتاب‌های درسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی بازنمایی عدالت اجتماعی به مثابه یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی در کتاب جامعه‌شناسی پایه دوازدهم و بر اساس چهارچوب نظری عدالت اجتماعی جان رالز انجام شده است. روش پژوهش، در مقاله حاضر تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار است که در آن اصول بنیادین نظریه رالز شامل آزادی، برابری فرصت‌ها، اصل تفاوت، وضعیت آغازین، خیرهای اولیه و ساختار اساسی جامعه مبنای کدگذاری داده‌ها قرار گرفته‌اند. واحدهای تحلیل از متن نوشتاری، تصاویر آموزشی و فعالیت‌های کتاب استخراج و بر اساس شدت اشاره، نوع اشاره (مستقیم و غیرمستقیم) و میزان ارتباط با مؤلفه‌های عدالت اجتماعی طبقه‌بندی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه مفاهیم مرتبط با عدالت اجتماعی در بخش‌هایی از کتاب، به‌ویژه در درس &amp;amp;laquo;نابرابری اجتماعی&amp;amp;raquo;، به‌صورت نسبتاً گسترده مطرح شده‌اند، اما بازنمایی آن‌ها در کل کتاب از انسجام نظری کافی برخوردار نیست و برخی از مؤلفه‌های بنیادین عدالت اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. همچنین نتایج حاکی از آن است که میان جایگاه عدالت به‌عنوان یکی از آرمان‌های محوری انقلاب اسلامی و میزان بازتاب آن در برخی بخش‌های کتاب، فاصله‌ای قابل مشاهده وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دموکراسی در برابر سنت:تحلیل اندیشه سیاسی مخالفان و موافقان مشروطه و تأثیر آن بر کودتای محمدعلی شاه قاجار</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_237374.html</link>
      <description>پادشاهی سه‌ساله محمدعلی شاه قاجار آکنده از صحنه‌های کشمکش و خصومت میان نهاد سلطنت از یک‌سو و مشروطه‌خواهان از سوی ‌دیگر بود که در نهایت به کودتای محمدعلی شاه انجامید. بااین‌حال، این رویداد صرفاً ماهیتی نظامی نداشت، بلکه نتیجه تقابل عمیق اندیشه‌های سیاسی رقیب در این دوره بود. پژوهش حاضر به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه درگیری میان ایده‌های دموکراسی و سنت، زمینه‌ساز این کودتا شد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تاریخی - گفتمانی کوئنتین اسکینر، به بازسازی معانی تاریخی مفاهیم &amp;amp;laquo;دموکراسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سنت&amp;amp;raquo; در گفتمان طرفین درگیر، یعنی مشروطه‌خواهان و سنت‌گرایان، می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این مفاهیم به‌مثابه &amp;amp;laquo;کنش‌های گفتمانی&amp;amp;raquo; در جهت توجیه یا مقابله با کودتا به کار گرفته شدند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: 1. کودتا نتیجه نبرد گفتمانی بر سر مشروعیت سیاسی بود، نه صرفاً اختلاف بر سر قدرت؛ 2. محمدعلی شاه با اتکا به گفتمان سنت‌گرایان و بازتعریف مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;نظام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شریعت&amp;amp;raquo;، کودتا را به‌مثابه اقدامی مشروع برای بازگرداندن &amp;amp;laquo;نظام سنتی&amp;amp;raquo; توجیه کرد؛ 3. در مقابل، مشروطه‌خواهان نیز با بازتعریف مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;قانون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دموکراسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;برابری&amp;amp;raquo;، مقاومت خود را مشروعیت‌بخشی کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تحلیل مواضع و فرآیند بسیج منابع حزب توده و انجمن پادشاهی ایران</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_246287.html</link>
      <description>این مقاله از نظریه بسیج منابع چارلز تیلی استفاده می‌کند و دو گروه مخالف جمهوری اسلامی ایران را با یکدیگر مقایسه می‌نماید. این دو گروه عبارت‌اند از: حزب توده ایران (چپ مارکسیست) و انجمن پادشاهی ایران (سلطنت‌طلب راست افراطی). هدف اصلی مقاله شناسایی شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو گروه در زمینه مواضع، ساختار سازمانی،کنش‌ها، بسیج منابع، منافع، فرصت‌ها و تهدیدها و نیز میزان سرکوب و تسهیل می‌باشد. پژوهشگران روش شباهت‌ها و تفاوت‌های جان استوارت میل را به کار گرفته‌اند. یافته‌های مقاله نشان می‌دهند که هر دو گروه در سازماندهی مخفیانه و منضبط، بسیج منابع، منافع کلان (سرنگونی نظام) و مواجهه با سرکوب با یکدیگر شباهت دارند. با این حال، این دو گروه در مواضع و ایدئولوژی (مارکسیسم در برابر باستان‌گرایی ضداسلام)، نوع کنش‌ها (خشونت‌پرهیزی نسبی در برابر تروریسم) و فرصت‌های بین‌المللی (ائتلاف با چپ جهانی در برابر بهره‌برداری از تحریم‌ها و آشوب‌های داخلی) تفاوت‌های بنیادین دارند. این تفاوت‌ها مانع هرگونه ائتلاف میان آن‌ها می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزیده رسانه های جهانی در دو انقلاب معاصر ایران: تسریع کننده مسیر انقلاب ها</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_247552.html</link>
      <description>چکیده

انقلاب‌های مشروطه و اسلامی ایران دو رخداد بنیادین در تاریخ معاصر این کشور هستند که همواره در تعامل با شبکه‌ها و جریان‌های فراملی معنا یافته‌اند. با این حال، نقش رسانه‌های جهانی در این انقلاب‌ها کمتر در چارچوبی نظری و تطبیقی بررسی شده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که رسانه‌های جهانی در سطح «مسیر انقلابی»  این دو انقلاب با چه کارکردهایی به شکل‌دهی به پویایی این انقلاب‌ها پرداخته‌اند. پژوهش به روش مطالعه موردی کیفی تطبیقی- تاریخی و با بهره‌گیری از چارچوب نظریه سه‌سطحی جرج لاوسن (وضعیت، مسیر، پیامد) انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل تیترهای شش روزنامه بین‌المللی (تایمز لندن، نوو ورمیا، اختر استانبول، نیویورک تایمز، پراودا و الاعتصام) گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای جهت‌دار بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌های جهانی در سطح «مسیر انقلابی» با کارکردهای ائتلاف‌سازی فراملی، مشروعیت‌زدایی از رژیم یا مشروعیت‌بخشی به مخالفان و تأثیر بر وفاداری دستگاه سرکوب، به عنوان عوامل شتاب‌دهنده و در تعامل با سایر عوامل داخلی (بحران اقتصادی، رهبری کاریزماتیک، شبکه‌های مذهبی و روشنفکری) عمل کرده‌اند. ضرورت پژوهش در پاسخ به خلأ مطالعات تطبیقی و نظری در این حوزه است. نتایج نشان می‌دهد که هیچ یک از تیترهای رسانه‌ای به تنهایی علت وقوع یا سرنوشت انقلاب نبوده‌اند، بلکه در پیکربندی علّی پیچیده‌ای با عوامل داخلی، به جهت‌دهی و شتاب‌بخشی به روند انقلاب‌ها کمک کرده‌اند. هر چند تعمیم این یافته نیازمند پژوهش های گسترده تر می باشد.

کلیدواژه‌ها: انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه، رسانه‌های جهانی، جامعه شناسی تاریخی بین الملل، مسیر انقلابی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انسجام اجتماعی در اندیشه و عمل امام خمینی؛ راهبردی برای شکل‌دهی پایگاه اجتماعی انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_247553.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی راهبرد «انسجام اجتماعی» در اندیشه و عمل امام خمینی و نقش آن در شکل‌دهی به پایگاه اجتماعی انقلاب اسلامی انجام شده است. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی اسناد و مدارک موجود، به ویژه مجموعه «صحیفه امام» پرداخته و داده‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی طبقه‌بندی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که انسجام اجتماعی در اندیشه امام خمینی بر پنج مؤلفه اصلی استوار بود: محوریت اسلام، عدالت‌خواهی، نفی سلطنت، پیوند معنویت و سیاست و نفی تفرقه. روش‌های عملی ایشان شامل شبکه‌سازی از طریق اجازه‌نامه‌های شرعی، ارتباط مستقیم با اقشار مختلف، همدلی عاطفی با مردم، افشای چهره دشمن و پرهیز از انحصارطلبی بود. این راهبرد با موانعی همچون تبلیغات سوء دشمن، سیاست تفرقه‌افکن رژیم و جریان‌های انحرافی مواجه بود. انسجام اجتماعی به‌عنوان راهبردی جامع، توانست ائتلافی فراگیر از روحانیون، بازاریان، دانشجویان، زنان، کارگران و اقلیت‌های مذهبی ایجاد کند، سرمایه اجتماعی رهبری را به میزان بی‌سابقه‌ای تقویت نماید و زمینه‌ساز مشارکت گسترده مردمی در پیروزی انقلاب شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبکه‌های اجتماعی و زیست اعتراضی ایرانیان تحلیل جامعه‌شناختی از اعتراض‌های ۱۴۰۱</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_250662.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری و هدایت انواع کنش‌های اعتراضی در جریان اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ ایران انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که مصرف شبکه‌های اجتماعی چگونه و از طریق چه سازوکارهایی، نارضایتی‌های فردی را به کنش‌های اعتراضی عینی تبدیل می‌کند. روش پژوهش، کمی و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته است که روی نمونه‌ای متشکل از ۴۳۵ نفر از دانشجویان دانشگاه‌های صنعتی تهران (شریف، امیرکبیر و خواجه‌نصیر) به روش نمونه‌گیری در دسترس اجرا شد. داده‌ها با استفاده از روش‌های همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. کنش اعتراضی در این پژوهش در سه سطح «پتانسیل کنش»، «کنش مجازی» و «کنش واقعی» مقیاس‌سازی شد. یافته‌ها نشان داد که مصرف شبکه‌های اجتماعی بر هر سه سطح کنش اعتراضی اثرگذار است، اما این اثر بر پتانسیل کنش و کنش مجازی به مراتب قوی‌تر از کنش واقعی است. همچنین شبکه‌های اجتماعی خارجی (به‌ویژه تلگرام و اینستاگرام) در مقایسه با پلتفرم‌های داخلی، نقش تعیین‌کننده‌تری در تبیین پتانسیل اعتراض و کنش مجازی دارند. نتایج تحلیل مسیر مشخص کرد که شبکه های اجتماعی عمدتاً از طریق مسیرهای میانجی «کاهش رضایتمندی سیاسی» و «افزایش ناامیدی نسبت به آینده» بر گرایش اعتراضی اثر می‌گذارند؛ در حالی که متغیرهای «محرومیت نسبی» و «احساس بی‌عدالتی» نقش معناداری در انتقال این اثر به کنش واقعی نداشته‌اند. در نهایت، «ادراک هزینه بالای سرکوب» به عنوان مانع اصلی گذار از کنش مجازی به کنش میدانی شناسایی شد که نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی بیشتر به عنوان «تسهیل‌گر» و «برساخت‌دهنده معنا » عمل می‌کنند تا عامل مستقیم حضور خیابانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مذهب، زبان و ابزارهای میانجی‌گری فرهنگی: تحلیل چگونگی برساخت سوژه انقلابی در انقلاب ایران از منظر آرای لف ویگوتسکی</title>
      <link>https://trs.ri-khomeini.ac.ir/article_251719.html</link>
      <description>از یک منظر شناختی، انقلاب ایران هنگامی ممکن شد که چارچوب‌های مسلط فهم واقعیت و کنش سیاسی در سطح ذهنی فرو ریخت و آگاهی جمعی، از طریق میانجی‌های فرهنگی و نمادین، بازسازمان‌دهی گردید. در واقع می‌توان استدلال کرد که انقلاب ایران را باید نه پدیده‌ای صرفاً پیامد بحران‌های ساختاری یا فروپاشی دولت، بلکه به‌مثابه فرایند سازماندهی مجدد آگاهی جمعی مورد خوانش قرار داد که به مدد میانجی‌های فرهنگی، زبانی و نمادین شکل گرفت. در این راستا مقاله قصد دارد به این سئوال پاسخ دهد که سوژه انقلابی در جریان انقلاب ایران چگونه شکل گرفت و با بهره‌گرفتن از نظریات لف ویگوتسکی و کاربست مفاهیمی چون میانجی‌گری فرهنگی، درونی‌سازی، زبان به‌مثابه ابزار تفکر و منطقه مجاور رشد، این فرضیه‌ مورد آزمون قرار می‌گیرد که  کاربرد مناسک و آیین‌های جمعی و شبکه‌های ارتباطی غیررسمی، امکان یادگیری سیاسی گسترده سوژه و شکل‌گیری کنش انقلابی را فراهم ساختند. در واقع، فضاهایی چون خیابان، مسجد، هیئت‌های مذهبی و آیین‌های جمعی از کارکردهای صرفاً فیزیکی یا آیینی خود فراتر رفتند و به «منطقه مجاور رشد» بدل شدند، فضاهایی که در آنها افراد، نه بر پایه توان شناختی پیشین خود، بلکه با اتکا به کنش جمعی، تقلید معنادار، هم‌افزایی عاطفی و راهبری نمادین، به سطحی بالاتر از فهم سیاسی دست یافتند و به درکی نو از سیاست، تکلیف و امکان دگرگونی رسیدند. رویکرد مورد استفاده در مقاله فرهنگی- تاریخی به مدد شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع و اسناد کتابخانه‌ای می‌باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
