انقلاب پژوهی

انقلاب پژوهی

سیاست دین‌ستیزی پهلوی دوم و نقش آن در گرایش مردم به انقلاب اسلامی‌ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانشیارگروه تاریخ،دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
10.22034/fademo.2026.592448.1209
چکیده
با توجه به ساختارفرهنگ ایرانی-اسلامی، تکریم به ارزش‌های دینی، نه فقط در بین قشر مذهبی بلکه در بین اقشار مختلف جامعه ایران دیده می‌شود.سیاست‌های فرهنگی حکومت پهلوی دوم، به‌ویژه اجرای الگوی مدرنیزاسیون دولتی، یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد شکاف میان دولت و اقشار مختلف جامعه ایران بود. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین تأثیر سیاست دین‌زدایی حکومت پهلوی دوم در مخالفت اقشار مختلف جامعه با حکومت و نقش آن در شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران است. هدف پژوهش، تحلیل چگونگی واکنش گروه‌های اجتماعی به خصوص بازاریان، دانشگاهیان، معلمان و دانش‌آموزان، زنان و اقشار پایین جامعه در برابر این سیاست‌ها، بر اساس الگوی دولت–جامعه و نظریه‌های فرصت‌های سیاسی، بسیج منابع و هویت جمعی است. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای و به روش کیفی انجام شده است.

دستاورد پژوهش نشان می‌دهد،سیاست دین‌ستیزی حکومت پهلوی دوم، به‌جای کاهش نفوذ مذهب، به افزایش مشروعیت اجتماعی نیروهای مذهبی جامعه ایران اواخر پهلوی منجر شد.این سیاست‌، به همراه فساد سیاسی و بی‌توجهی به نیازهای فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی اقشار متوسط و پایین جامعه، شرایطی را فراهم آورد که دین به هسته مقاومت اجتماعی تبدیل گردید و نهایتاً زمینه‌ساز شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی شد. بنابراین، نقش دین در دهه‌ منتهی به انقلاب نه یک عامل صرفاً اعتقادی، بلکه یک نیروی محرکه اجتماعی، سیاسی و هویتی بود که در برابر پروژه مدرنیزاسیون اجباری پهلوی دوم مقاومت کرد و به عامل وحدت و بسیج عمومی مردم تبدیل شد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 17 شهریور 1405

  • تاریخ دریافت 27 تیر 1405
  • تاریخ بازنگری 16 شهریور 1405
  • تاریخ پذیرش 17 شهریور 1405