انقلاب پژوهی

انقلاب پژوهی

تبیین نظریه حکمرانی خوب کافمن و نقد مبانی فلسفی آن در پرتو اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته مدرسی معارف اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
10.22034/fademo.2026.566091.1174
چکیده
حکمرانی خوب به عنوان یکی از مفاهیم مطرح در حوزه توسعه، در دهه‌های اخیر مورد توجه اندیشمندان حوزه اقتصاد و سیاست قرار گرفته است. دانیل کافمن، شاخص‌هایی را برای نیل به حکمرانی خوب معرفی کرده است. هدف این پژوهش، تبیین نظریه حکمرانی خوب کافمن و نقد مبانی فلسفی مستتر در آن با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای است. واکاوی این مبانی برای جوامعی مانند ایران که در پی تدوین الگوی بومی حکمرانی هستند، از اهمیت بنیادین برخوردار است، زیرا تمایز یا تعارض در مبانی، سطح پذیرش یک نظریه را مشخص می‌کند. سؤال اصلی این مقاله آن است که مبانی فلسفی مستتر در نظریه حکمرانی خوب کافمن در عرصه‌های چهارگانه هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، غایت‌شناسی و اخلاق چیست؟ این تحقیق با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به استخراج مبانی فلسفی پنهان در نظریه کافمن از طریق آثار اصلی وی و سپس نقد آن مبانی در چارچوب حکمرانی مطلوب از منظر آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد نظریه کافمن با وجود دستاوردهایش در سنجش عینی حکمرانی، بر پایه پیش‌فرض‌های هستی‌شناختی تجربه‌گرا، انسان‌شناختی اقتصادی، غایت‌شناختی توسعه‌محور و اخلاق ابزاری استوار است. نقد و ارزیابی این مبانی در پرتو اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای - با مؤلفه‌های هستی‌شناسی توحیدی، انسان‌شناسی دوساحتی، غایت‌شناختی کمال‌محور و اخلاق فضیلت‌محور - نشان می‌دهد که غفلت از ساحت معنوی و غایات متعالی انسان، نقطه ضعف اصلی نظریه کافمن است و این نقیصه، آن را برای تبیین جامع «حکمرانی مطلوب» در جوامع اسلامی ناتمام و ناکافی می‌سازد.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404

  • تاریخ دریافت 25 آذر 1404
  • تاریخ بازنگری 11 بهمن 1404
  • تاریخ پذیرش 21 بهمن 1404